متغير (مجردات تام)

مطالب دیگر:
🔑کتاب صوتی بادیگارد اثر محمد پور زادی🔑کتاب صوتی آوای وحش اثر جک لندن🔑رمان صوتی دوستش داشتم اثر آنا گاوالدا🔑کتاب صوتی زندگی در کالیفورنیا اثر ریچار براتیگان🔑کتاب صوتی خدا با توست اثر جی پی واسوانی🔑کتاب صوتی آبجی خانم اثر صادق هدایت🔑کتاب صوتی عینک دور طلایی اثر هاپکینز🔑آموزش افزایش ممبر واقعی تلگرام به راحتی آب خوردن🔑کتاب صوتی درخونگاه اثر پونه شاهی🔑کتاب صوتی آرش کمانگیر اثر سیاوش کسرایی🔑کتاب صوتی مردی به نام اوه اثر فردریک بکمن🔑کتاب صوتی بی نوایان اثر ویکتور هوگو🔑کتاب صوتی بیشعوری اثر دکتر خاویر کرمنت🔑کتاب صوتی چمدان اثر بزرگ علوی🔑کتاب صوتی چمدان اثر سرگئی دولاتوف🔑کتاب صوتی گمشده🔑کتاب صوتی آموزش بورس از صفر (شامل 9 جلسه آموزشی)🔑کتاب صوتی خاطرات خانه اموات اثر داستایفسکی🔑رمان صوتی من پیش از تو اثر جوجو مویس🔑کتاب صوتی هرگز تسلیم نشو اثر دونالد جی ترامپ🔑کتاب صوتی برفهای کلیمانجارو اثر ارنست همینگوی🔑کتاب صوتی آموزش جلب اعتماد دیگران در 90 ثانیه🔑کتاب صوتی چشمهایش اثر بزرگ علوی🔑کتاب صوتی قدرت من هستم اثر جول اوستین POWER OF I AM🔑کتاب صوتی اثر مرکب اثر دارن هاردی (the Compound Effect)
متغير (مجردات تام)|31017236|voj
با ما باشید با یکی دیگر از فایل های قابل دانلود با عنوان : متغير (مجردات تام)

تحقيق
متشکل از 6 صفحه ، در قالب word قابل ويرايش و اماده پرينت

بخشی از محتوا ::
موجود را مي توان در تقسيمات اوليه (1) به دو نوع ثابت و متغيّر تقسيم كرد. واجب الوجود و كجردّات تام همان موجودات ثابتند و موجود متغيّر شامل همه ي موجودات مادي و نفوس متعلّق به ماده است. تغيّر از ماده «غير» به معناي «ديگر شدن» و «دگرگون شدن» مي باشد و از مفاهيم بديهي است زيرا نمي توان براي آن مفهوم ماهوي در نظر گرفت كه داراي جنس و فصل باشد و يا مفهوم عقلي روشني يافت كه بتوان آن مفهوم را در تغييرش بكار برد. مفهوم ثبات هم از مفاهيم بينياز از تعريف است. تغيّر از واضح ترين و مسلم ترين حقايق اين جهان است و جهان ثبات و ساكن نيست چرا كه پديده هاي آن عوض شده و اشياء آن از حالي به حال ديگر و از وضعي به وضع ديگر و از كيفيّتي به كيفيّت ديگر در مي آيند. علاوه بر تغيير طبيعت، هر يك از ما در حالات دروني مان، تغييراتي را با توجه به علم حضوري در مي يابيم. سپس نتيجه مي گيريم وجود متغيّر امر بديهي است، اماّا وجود ثابت كه هيچ تغييري نداشته باشد را بايد با برهان ثابت كرد. بسياري از علوم بشر، تحقيق درباره ي همين تغيّر ها و تبدلّها را به عهده دارند و قوانين كاشف اين متغيرهاست. بخشي از فلسفه هم تغييرات و تبدلات طبيعت را بررسي مي كند ولي اين بررسي به شكل كلي و عمومي است و ما ؟؟ علوم، مبتني بر جنبه هاي تغيّر قضاوتهاي مهمي نيست. از نظر فلسفه، طبيعت جز شدن و تغيير و تحول نيست. تغيّر مفهومي است كه براي انتزاع آن، بايد دو چيز يا دو حالت يا دو جزء يك چيز را درنظر گرفت كه يكي زايل شده و ديگري جايگزين آن گردد و يا عدم موجوي را تغيّر ناميد چرا كه وجود آن شيء تبديل به غير (عدم) شده است همچنين حدوث و پيدايش چيزي متغيّر است چون عدم قبلي تبديل به وجود مي شود.تغيّر را مي توان به دو قسم دفعي و تدريجي تقسيم كرد. در تغيّر دفعي ، نقطه و مرز مشخصي بين سابق و موقعيّت لاحق وجود ندارد و زماني بين آن ها فاصله نمي شود مثلاً تبديل شدن آب به بخار تعلّق روح به نطفه و كنده شدن ميوه از درخت تغييرات دفعي و در يك آن انجام مي شود. تغييرات دفعي از دو وجود مثل آب و بخار يا وجود و عدم يك شيء انتزاع مي شود مانند پريدن رنگ جسم و بي رنگ شدن آن1.
تغيير تدريجي در اصطلاح فلسفه (حركت) نام دارد مانند تغيير درجه ي حرارت آب كه تدريجاً حاصل مي شود. همه ِ تحولات جهان طبيعت از راه حركت انجام مي شود. حركت به ويژه حركت مكاني از چيزهايي است كه هريك از ما از آغاز زندگي با آن سرو كار داشتيم و هرگز از پيش چشم ما و شايد از فكر و انديشه مان ناپديد نمي شود لذا با آن كاملاً آشنا بوده و آن را مي شناسيم1. براي بحث در مورد متغّير تدريجي 0حركت) ابتدا تعاريف مختلفي كه از آن شده را بيان و بررسي مي نماييم.
تعريف حركت: حركت از نظر ارسطو كمال اول است براي امر بالقوه از آن جهت كه بالقوه است.
الحركُة كمالُ اولٍ لِما بالقُوَّةِ مِنْ حيثُ اَنَّهُ بالقَّةَ.
توضيح اين نظر: حركت يك شيء بدون غايت2 نيست يعني هر جسمي كه حركتي را انجام مي دهد مقصدي را مي جويد و مي خواهد با حركت به آن مقصد برسد. سپس حركت براي شيء متحرك حكم وسيله را دارد نه هدف. بنابر اين اگر حركت يك جسم را يك جا در نظر بگيريم و آن را در مقابل هدف قرار دهيم، خود فعليّتي است كه قبل از آغاز حركت نبود و فقط امكان آن وجود داشت و همان فعليّت نسبت به هدف اصلي نهايي، قوه موجودي كه استعداد كمالي دارد. و الان آن كمال ندارد