مباني فلسفي جاودانگي نزد كانت

مطالب دیگر:
🔍عوامل خطر ساز و موثر در پرخاشگری از ظرف کودک و والدین🔍مداخلات در زمینه پرخاشگری و بررسی رویکردهای آن🔍مبانی نظری و پیشینه تحقیق نظریه اریک برن 99 صفحه🔍چارچوب نظری و پیشینه پژوهش نظریه اریک برن🔍پیشینه نظری و فصل دوم پایان نامه نظریه اریک برن🔍ادبیات نظری و پیشینه تجربی نظریه اریک برن🔍پاورپوینت همسر آزاری🔍مبانی نظری و پیشینه تحقیق تحلیل رفتار متقابل 101 صفحه🔍چارچوب نظری و پیشینه پژوهش تحلیل رفتار متقابل🔍پیشینه نظری و فصل دوم پایان نامه تحلیل رفتار متقابل🔍ادبیات نظری و پیشینه تجربی تحلیل رفتار متقابل🔍پاورپوینت درس شیمی معدنی 1🔍پایان نامه سیستم های مانیتورینگ و اسکادا🔍پایان نامه شبکه های حسگر بی سیم زیر آب🔍مبانی نظری و پیشینه تحقیق نگرش صمیمانه 28 صفحه🔍ویژگی های نگرش، تفاوت آن با مفاهیم مشابه و شرایط شکل گیری و تکوین آن🔍مبانی نظری و پیشینه تحقیق تعصب 60 صفحه🔍چارچوب نظری و پیشینه پژوهش تعصب🔍پیشینه نظری و فصل دوم پایان نامه تعصب🔍ادبیات نظری و پیشینه تجربی تعصب🔍مبانی نظری و پیشینه تحقیق نظریه های تعصب 59 صفحه🔍بررسی عوامل و مولفه های تعصب ورزی🔍بررسی ریشه ها و نظریه های تعصب🔍بررسی مفاسد تعصب و انواع و اقسام آن🔍ماهیت تعصب و بررسی رابطه آن با خلاقیت و عزت نفس
مباني فلسفي جاودانگي نزد كانت|31017235|voj
با ما باشید با یکی دیگر از فایل های قابل دانلود با عنوان : مباني فلسفي جاودانگي نزد كانت

تحقيق
متشکل از 19 صفحه ، در قالب word قابل ويرايش و اماده پرينت

بخشی از محتوا ::
در ميان فيلسوفان غربي، كساني كه به جاودانگي انسان معتقدند در حوزه عقل نظري به استدلال و اقامه براهين عقلي پرداخته اند ولي هيوم بر خلاف آنان معتقد بود كه اينگونه قضايا، تحليلي بوده و ارزش معرفتي ندارند و كانت نخستين بار با توجه به مباني فلسفي خاص خود در مقابل همه اين نظريات ايستاد و ثابت كرد كه اموري همچون جاودانگي نفس در حوزه عقل نظري امكان اثبات ندارد و همانطور كه مي توان گزاره هايي براي اثبات اين امور بيان كرد همچنين مي توان گزاره هايي نيز در رد اين موارد اقامه نمود. بنابراين؛ نه قابل اثبات و نه قابل رد مي باشند. عقل نظري هيچ راهي براي شناخت چنين اموري ندارد و آنها را بايد به حوزه عقل عملي راند، چرا كه تنها ضامن الزام آور در امور اخلاقي، پاداش ها وكيفرهاي اخروي هستند و در سايه زندگي پس از مرگ و حيات جاودانه است كه پاداش و كيفر اخروي توسط خداوند معنا پيدا مي كند.
فلاسفه بعد از كانت به شدت تحت تأثير او قرار گرفتند. به گونه اي كه حتي هايدگر كه از فيلسوفان اگزيستانسياليست است با وجود بحث پيرامون مرگ، به طور صريح از جاودانگي و بقاي نفس سخني به ميان نياورده است و باور او به جاودانگي نفس را فقط از مضمون انديشه ها و سخنان وي مي توان يافت.
واژگان كليدي
جاودانگي، عقل نظري، عقل عملي، ارزشهاي اخلاقي، پاداش و كيفر اخروي
از آنجا كه بشر ذاتاً از عدم و نابودي گريزان است و به بقا و جاودانگي گرايش دارد، موضوع جاودانگي انسان، همواره فكر انديشمندان را به خود مشغول كرده است. درباره جاودانگي انسان تا كنون تفسيرهاي متفاوتي ارائه شده است ولي بدون ترديد بهترين و كاملترين تبيين را وحي الهي ارائه مي كند. قرآن كريم و كتاب مقدس در موارد متعددي به مسأله زندگي پس از مرگ انسان پرداخته اند كه در اينجا نمونه اي از اين آيات و سخنان را مي بينيم:
«از اين زمين شما را آفريده ايم و به آن شما را بازمي گردانيم و بار ديگر شما را از آن بيرون مي آوريم» (قرآن كريم، طه / 55)
«تمام مردگان رستاخيز خواهند كرد. آناني كه نيكو كردند براي رستاخيز حيات و آناني كه بدي كردند براي رستاخيز محكوميت» (كتاب مقدس، انجيل يوحنا، 29/5)
در كنار وحي آسماني فلاسفه نيز در صدد اثبات جاودانگي انسان بوده اند. گر چه برخي از آنان مرگ را برابر فنا و نابودي او مي دانند، ولي جاودانگي انسان از طريق دلايل عقلي فراواني قابل اثبات مي باشد و ما نمونه اين براهين را در كتب فلسفي ابن سينا و ملاصدرا مي يابيم.
اولين بحثهاي فلسفي در مورد جاودانگي را در سخنان فيلسوفان يونان باستان مي توان مشاهده كرد كه اين بحثها جنبه نظري داشته و در حوزه عقل نظري به آن پرداخته مي شده است و اين روش از فيلسوفان غربي تا عصر كانت نيز ادامه يافته است. كانت نخستين كسي بود كه در مقابل همه اين استدلالات ايستادگي كرد و به نحو مستدل تلاش كرد كه ثابت كند اموري همچون اثبات وجود خدا و اثبات جاودانگي نفس در حوزه عقل نظري امكان پذير نيست و به همان نسبت كه مي توان گزاره هايي بر اثبات اين امور اقامه نمود، مي توان گزاره هايي بر رد اين امور اقامه كرد.